بالاخره تونستم بیام

مورنینگ یکشنبه به معنای واقعی کلمه افتضاح بود.حالا خوبه از اون دوتا استادی که ازشون میترسیدم فقط یکیشون اومده بود و مثل همیشه فقط غر زد و ایراد گرفت.من از اینجور استادا هیچی تا حالا یاد نگرفتم.شاید حرفشون حق باشه ولی انقد که با لحن بد حرف میزنن اصلا به حرفشون توجه نمیشه فقط به لحنشون توجه میشه.تازه دوساعت بعدش فهمیدم اونم جزو سهمیه ای هاس.اکثر اساتید تبریز با رانت و پارتی یا سهمیه استاد شدن،اینو از وقتی کانال پزشکان سهمیه ای رو پیدا کردم متوجه شدم.یه همکلاسی داشتم دامپزشکی قبول شده بود چون باباش هیئت علمی بود اومده بود پزشکی،من فک میکردم این مورد خیلی نادره که متوجه شدم شاید یک سوم بیشتر پزشکا همینطوری پزشک شدن.جالبه الان تخصص بهتری هم میخونه دوستم و احتمالا همه موفقیتهاشو به شایستگیهاش نسبت میدن😑

همیشه این بوفه رازی املت و ساندویچ میفروخت.ناهار نداشتم اومدم اینجا بخورم که میگه امروز غذا ندارم.فک کنم به پی ام اس وارد شدم چون بی دلیل اعصاب ندارم و صبح نزدیک بود با میلاد دعوام بشه.

پنجشنبه هجدهم دی ۱۴۰۴16:21توانا
آخرین مطالب