مامان پشت تلفن وقتی فهمید کشیکم و وقتی فهمید کشیک پولی یعنی اضافی وایسادم اول پرسید میم میدونه کشیک پولی وایمیسی یا نه و بهش گفتم چه بدونه چه ندونه اون که از من پولی نمیخواد،چرا انقد براتون مهمه که ندونه.مورد بعد که گفت چهارتومن ارزش نداره بری کشیک بدی.اما بنظر من درسته چهارتومن تو این زمونه کمه ولی اولا قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود😀ثانیا همین چهارتومن رو کی بدون منت بهم میده!؟ هیشکی.پس الان که توانشو دارم و خداروشکر علاقه هم دارم ترجیح میدم خودم پول دربیارم و از طرفی همین مادر که به خواهرم که بچه شیرخوار داره میگه برو کشیک دو و نیم تومنی وایسا چرا ب من میگه کشیک چهارتومنی واینسا!برام سواله.حس میکنم دارم مرزهامو مشخص میکنم وقتی مامان درمورد میم چیزی میگه واضحتر از قبل جواب میدم طوری که یعنی خودم تصمیم گرفتم اینطور رفتار کنم و برعکسشم وقتی میم در مورد مامان حرف میزنه میگم خط قرمزمو رد نکن و بیا بااحترام و ادب از خانواده هم یاد کنیم:))
خیلی وقته خونه نرفتم و پنجشنبه میرم تا از پونزده روز مرخصی اگر خدا بخواد لذت ببرم ولی از راه دور که دارم فک میکنم یکم تغییر کرده رفتارم،ببینم تو حضوری هم میتونم رو کلمات و رفتارم مسلط باشم یا نه.
یه خانمی رو جاری خواهرم بهش معرفی کرده،میگه هر دوهفته یکبار هشت تا نون با یه پنیر میگیره و دوهفته بااون سر میکنه.خواهرم میگه از قیافش معلوم بود انقد فقیره و هیچی نمیخوره...و من در تعجب و در افسوس اینکه انقد از دوروبریامون بیخبریم...
از فردا جلسات انلاینمو ادامه میدم.نباید تنبلی کنم.
باز زنگ زدن یه مریض بدحال شده.برم بیینمش:(